وصل کردن کمیسیون صنایع و معادن سرمایه گذاری

وصل کردن: کمیسیون صنایع و معادن سرمایه گذاری سرمایه گذاری مدیریت دستگاه کمیسیون جلوگیری تجهیزات ایمنی آموزش

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری این زن همان ایشیزاکی است!

«شوکت حجت» زیاد از آنکه نامش مشهور باشد صدای مهربان و خاطره‌انگیزش جهت ما خاطره‌است. صدای آشنایی که در زیاد کارتون‌ها و فیلم‌های کودکی‌مان بارها و بارها شنیده‌ا

این زن همان ایشیزاکی است!

این زن همان ایشیزاکی است!

عبارات مهم : فرزند

«شوکت حجت» زیاد از آنکه نامش مشهور باشد صدای مهربان و خاطره انگیزش جهت ما خاطره هست. صدای آشنایی که در زیاد کارتون ها و فیلم های کودکی مان بارها و بارها شنیده ایم.

به گزارش مجله مهر، صدای آشنایش همان اول دست آدم را می گیرد می اندازد توی خاطرات کودکی اش. به سرزمین فیلم ها و کارتون های بچگی تا یک دل سیر خاطره بازی کنی. صاحب صدا آنقدر ریشه در کودکی های آدم دارد که غریبی کردن را همین اول کاری از بین می رود و تو می توانی رد همان آدم ها و شخصیت های خاطره شده است را در شیطنت های روزانه اش پیدا کنی. شوکت حجت همان است که باید باشد. هم «ایشیزاکی» در صدایش می دود و هم «فلیکس» شر و شیطان «قصه های جزیره» گویی او در تمام این کاراکترها بخشی از خودش را حرف زده هست. و آنقدر کودک درونش شاداب است که می توانید یک دل سیر باهم خاطره تعریف کنید قهقهه بزنید.

این زن همان ایشیزاکی است!

برای زنی که در دنیای بی انتها و بزرگ انیمیشن ها زندگی می کند ۵۱ سالگی فقط یک سن شناسنامه ای است که هیچ ارتباطی با صدا و صورت اش ندارد. به بهانه خاطرات خوبی که با صدای این شوکت حجت از پیشکسوت های دوبله کشورمان داریم و به هوایخاطرات خوب کودکی مان با صدای خاطره انگیزش به استودیو کاری اش رفتیم تا با او گفتگو کنیم. کاش می شد صدا و خنده هایش را لابه لای جملاتش بشنوید. حالا شما این گفتگو را با صدای مهربان خودش بخوانید.

«شوکت حجت» زیاد از آنکه نامش مشهور باشد صدای مهربان و خاطره‌انگیزش جهت ما خاطره‌است. صدای آشنایی که در زیاد کارتون‌ها و فیلم‌های کودکی‌مان بارها و بارها شنیده‌ا

از دوران کودکی برایمان تعریف کنید. کودکی شما در کجا و چگونه گذشت؟

شوکت حجت متولد ۱۳۴۵ در محله نارمک پایتخت کشور عزیزمان ایران هستم. تا یادم است فقط در کوچه دوچرخه سواری می کردم! یادم می آید مادرم از لباسم می گرفت و می کشید توی خانه. هر لحظه دوچرخه سواری می کردم و هر لحظه هم می خوردم زمین.

دوقلو به دنیا آمدم که قل دیگرم می گویند فوت شد. با اینکه همه فکرمی کردند من زنده نمی مانم چون یک کیلو و خرده ای بود. ولی من ماندم. من فرزند آخر بودم و الآن ۵۱ ساله هستم.

چه کسی نخستین بار به شما گفت صدایتان خوب است که وارد دوبله شدید؟ خودتان چنین احساسی نسبت به صدایتان داشتید؟

این زن همان ایشیزاکی است!

هیچ کس نگفت صدایت خوب هست. چون واقعاً صدای من صدای خوبی نیست. البته آدم صدای خودش را خوب نمی شنود ولی صدای من واقعاً خاص نیست. صدای خاص یعنی اگر شما آن را شنیدید، برگردید و صاحب صدا را نگاه کنید. البته شاید یک محاسنی داشته باشد. دوران دبیرستان تئاتر کار می کردم. هرسال تئاتر ما در استان اول می شد و مربی تئاتر که شدم، کمی آشنا شدم. بعد بهانه ای شد که آزمون دادم.

با این حساب چه شد که از دوبله سردرآوردید؟

۱۷ ساله بودم که گفتند شرکت صداوسیما آزمون می گیرد. آن موقع کنار دانشجویان صداوسیمایی جهت آزمون رفتم. یک خرده اصطلاحات سینمایی خواندم، آزمون دادم و قبول شدم. قرار بود دوبلاژ را به صورت علمی و آکادمیک آموزش بدهند. استادهای بسیار خوبی دوسال به ما آموزش دادند. من و حسین یاری از همه کوچک تر بودیم. ولی او رفت بازیگر شد و من در این کار ماندم.

«شوکت حجت» زیاد از آنکه نامش مشهور باشد صدای مهربان و خاطره‌انگیزش جهت ما خاطره‌است. صدای آشنایی که در زیاد کارتون‌ها و فیلم‌های کودکی‌مان بارها و بارها شنیده‌ا

بعد از تستی که در آن قبول شدید و باتوجه به سن کمی که نسبت به سایرین داشتید، تصویر العمل اساتید آن وقت نسبت به شما چگونه بود؟

این زن همان ایشیزاکی است!

برعکس خیلی از کسانی که می گویند من عاشق دوبله بودم، من اصلاً نمی دانستم دوبله چیست. من آمده بودم که بازیگر شوم. نخستین بار که وارد استودیو شدم، دوبله خانواده دکتر ارنست بود و من قرار بودم جای جک صحبت کنم. واقعا برایم مثل یک بازی بود. شاید یکی از دلایلی که سریع پیشرفت کردم و در دوبله سریع رُل گفتم همین بود. اصلا از میکروفون نمی ترسیدم. به من گفتند این متن را بگیر، دهانش را که باز کرد شروع کن و با بسته شدن دهانش تمام کن! آنقدر برایم جالب بود که یادم رفت من آمده بودم بازیگر شوم. هنگامی که جمله را گفتم، دیدم همه آنهایی که آنجا بودند برایم دست می زنند و تشویقم می کنند و این بازی به حرفه ام تبدیل شد و ادامه دادم.

به صدای شما چه واکنشی داشتند؟ آن وقت هم صدایتان همین قدر کم سن و سال بود؟

صدای من خیلی نزدیک به صدای کودک بود. حتی کودک تر از الآن. طوری که هنگامی که حرف می زدم کسی فکر نمی کرد صدای یک زن هست. مغازه که می رفتم و می گفتم آقا یک اسمارتیز بدهید، فکر می کردند یک فرزند دارد حرف می زند. با اینکه خیلی کار کردم، هنوز صدایم سن بالایی ندارد. دیدم تا ۲۵ سال بس هست، بزرگترش نکردم! (می خندد)

شما به خاطر بازیگری آزمون دادید ولی سر از دوبله درآوردید. بعد علاقه تان به بازیگری چه شد؟ هیچ وقت تلاش نکردید مانند بعضی دوبلورها کنار دوبله در بازیگری هم فعالیت کنید؟

برای نخستین بار بعد این همه سال در محله گل و بلبل عموپورنگ نقش یک پیرزن را بازی کردم. دوبله علاقه ام به بازیگری را کمرنگ کرد. ولی این بار می خواستم خودم را محک بزنم و ببینم هنوز می توانم یا نه! دیدم که می توانم بازی کنم ولی دیگر آن علاقه را ندارم. دوبله طوری است که شما هم بازی می کنید و هم از حواشی اطراف فیلم دور هستید و راحت زندگی خودتان را می کنید. البته جذابیت های دوبله واقعاً مرا راضی کرد.

بیشتر کسانی که صدای شاخصی دارند، در گویندگی هم فعالیت می کنند. سراغ گویندگی هم رفته اید؟

سالها شاید نزدیک ۸ سال، در کنار افرادی مثل آقای داریوش کاردان در برنامه رادیویی آئینه گویندگی کردم. برنامه عصربخیر پایتخت کشور عزیزمان ایران را زنده داشتیم، جمعه ایرانی را داشتیم. ولی اجرا خیلی جدی ست و من کلا آدم جدی نیستم. فقط می توانم یک وقت کوتاهی جدی باشم و بعد از آن لو می روم.

باتوجه به سن کمی که هنگام ورود به دوبله داشتید نخستین صدایی که به جایش حرف زدید چه زمانی بود؟ هنگامی که آن را شنیدید چه احساسی نسبت به صدایتان داشتید؟ چون معمولا آدمها خودشان صدایشان را دوست ندارند.

اولین بار جای یک گنجشک بود. مستندی بود که حیوانات در آن حرف می زدند. گنجشک از آب بیرون می آمد و رو به اسب آبی می گفت:«وای چه دهن گنده ای داره» روزها و شب ها می نشستم پای تلویزیون که کی پخش می شود. آخرهم پخش نشد و ندیدم. ولی نخستین کارتون جدی که صحبت کردم کارتون پلاستوس بود. یک پاک کنی به این نام بود که گوش داشت و از جامدادی بیرون می آمد و آن را حدود سال ۶۳ کار کردم.

بعد از آن تصویر العمل خودتان چه بود؟

اولین بار که شنیدم اتفاقا کنکور دانشگاه داشتم. زنگ زدم به آقای آژیر مدیر دوبلاژ. گفتم آیا صدای من اینطوریه؟ گفت صداتون چطوریه؟ گفتم شبیه قورباغه هست. گفت لابد صدایتان شبیه قورباغه است!(می خندد)

ما از صدای شما خاطرات بسیار زیادی در کارتون ها و سریال های وقت کودکی مان داریم ولی نخستین کاری که با آن آشنا و مشهور شدید کدام است؟

بعد از آن صدای شخصیت یک فیلم به نام نیپر را می گفتم. بازهم صدایم را دوست نداشتم. ولی آدم های متفاوت صدایم را شنیده بودند و زنگ می زدند و تبریک می گفتند و حتی به من پیشنهاد کار می دادند. سالها گذشت تا صدای خودم را دوست داشتم. البته الان دوست دارم و گاهی می گویم چه خوب گفتی! بعد از آن به من رُل های مختلفی دادند: ماجراهای نیلز، پیتر پسر کوهستان، هشتادروز دور دنیا، کارآگاه گجت و نقش پنی را گفتم و بعد از آن ایشی زاکی در فوتبالیست ها و فلیکس قصه های جزیره و دیگر همه صدایم را می شناختند.

از میان همه کاراکترهایی که جایشان صحبت کردید کدامشان زیاد از همه جهت شما عزیز است؟

مردم ایشی زاکی را خیلی دوست داشتند و جهت همین من هم خیلی دوستش دارم. یادم می آید آن دوران توی کوچه و بازار فوتبال بازی کردن فرزند ها را نگاه می کردم ببینم چه چیزهایی به هم می گویند. بعد از آن کاسپر روح مهربان را هم خیلی دوست دارم. فلیکس هم که جای خودش را دارد.

سن صدای شما به کدام دوبلورها نزدیک است؟

من و زن شیرزاد گروه سنی صدایمان به هم خیلی نزدیک هست، ولی صدا و سبک و سیاق متفاوتی داریم.

شما سالها مدیردوبلاژ فیلم وسریال های زیادی هم بودید. این مدیریت، لذت دوبله را با خودش داشت؟

بله من تقریبا از سال ۷۴ مدیریت دوبلاژ را با انیمیشن های فارسی موسسه صبا شروع کردم. مدیر دوبلاژ انگار باید مبصر همه باشد. جهت من اینطور بود که انگار فرزند شلوغ را مبصر می کردند تا کلاس ساکت شود. جهت همین دو شخصیت پیدا کردم. یک آدم شلوغ و یک آدم بداخلاق و جدی.

تنوع صدای شما جهت ما که از شما فیلم ها و سریال های زیادی دیده ایم بسیار به چشم می آید. تا به حال چند صداسازی توانسته اید انجام بدهید؟

خودم متوجه نمی شوم ولی هنگامی که نقشی را می بینم صدایم عوض کردن می کند. به عنوان نمونه یک پسر شیطون می بینم صدایم متناسب با او عوض کردن می کند. یا یک دختر قشنگ که می بینم صدایم هم عوض کردن می کند.

حالا که کودک درون شما این قدر فعال است به کدام از شخصیت های فیلم ها و انیمیشن هایی که حرف زدید احساس نزدیکی بیشتری می کنید؟

همه آنها انگار بخشی از من هستند. سوسکه، فیله و پیرزن فیلم خود من هستم، ولی دختر توی هری پاتر انگار نوجوانی من است.

با توجه به هنری که داشتید، در فامیل و آشنایان فرزند ها از شما می درخواست کردند با صداسازی با آنها و عروسک هایشان بازی کنید؟

پسر بزرگترم با نوار قصه ها سرگرم می شد. پسر کوچکترم خیلی اهل بازی بود. یک خرس کوچک داشت که من هر لحظه با آن خرس با پسرم کوچکترم حرف می زدم. به عنوان نمونه با خرس حرفهایم را می گفتم و صدایم را به صدای همه عروسک ها تلاش می کردم نزدیک کنم. هر وقت مهمانی می رفتیم، نه بزرگترها با من کار داشتند نه من با آنها. ولی صدای تلویزیون را کم می کردیم من جای همه شخصیت ها حرف می زدم و فرزند ها غش غش می خندیدند.

صدای شما قطعا در ارتباطات روزانه تان جهت آدمها آشناست. تصویر العمل آدم هایی که صدای شما را می شنوند چیست؟

دو گروه هستند. یک عده هستند که می فهمند و احوالپرسی می کنند. یک عده هم هستند که صدا را می شناسند و می گویند زن شما دوبلور هستید؟ یا می گویند زن ما شما را یک جایی دیده ایم. یک عده می گویند زن شما چه صدای خوبی دارید حتما دوبلور شوید!

با صدایتان شیطنت خاصی هم کرده اید؟

بله سربه سر خیلی ها گذاشته ام. به عنوان نمونه جای فرزند حرف زدم و گفتم آقا این فرزند صدایتان می کند. یا با سرایدارمان با صدای فرزند حرف می زدم و می گفتم:«عمو سلام» بعد آقای سرایدار دنبال یک فرزند می گشت. یا دوستانم را حسابی سرکار می گذاشتم.

بازیگری است که صدایش را به نام شما زده باشند؟

سلنا گومز. طوری شده است که می گویند حتی رفتارهای این بازیگر شبیه جوانی های من هست. اِما واتسون هم احساس می کنم اینطوری است.

بعد از این همه سال کار دوبله، صدای کدامیک از اساتید هنوز هم جهت شما شگفت انگیز است؟

طبیعتا استاد منوچهر اسماعیلی صدای خاصی دارد که تنوع مختلفی هم دارد. ولی واقعا من صدای همه را دوست دارم و به نظرم هرگلی یک بویی دارد. اصلا نمی توانم بگویم جدیدی ها یا قدیمی ها؛ واقعاً همه خوبند.

بسیاری از علاقه مندان به دوبله فکر می کنند. ولی درهای دوبله به روی جوانان بسته است و هیچ وقت نمی توانند به این فضا ورود کنند. آیا این ذهنیت درست است؟

درسالهای اخیر علاقه به دوبله روز به روز زیاد شده است هست. شاید روزی ۱۰ خبر در اینترنت دارم که می گویند ما به گفته بقیه صدای خوبی داریم و می خواهیم وارد دوبله شویم و من واقعاً همه را راهنمایی می کنم. ولی واقعا این کشور این همه دوبلور مورد نیاز ندارد. چون تعداد کارها کم است و دوبله دیگر حالت اساطیری گذشته را ندارد، چون خیلی جاها دارند دوبله می کنند. بعد هم واقعا اینطور نیست که اگر کسی صدای قشنگی داشته باشد حتما می تواند وارد دوبله شود.

پس توصیه شما به علاقه مندان به دوبله چیست؟

من می گویم بگردید جای خود را در دنیا هستی پیدا کنید. ببینید آیا واقعا باید دوبلور شوید؟ شاید هنر دیگری داشته باشید که اگر دنبال آن بروید موفق تر شوید. شاید اگر وارد دوبله شوید نتوانید پیشرفت خوبی داشته باشید و سالها فقط در فیلم ها بگویید:« بله قربان»، «نه قربان» و هیچ وقت از این زندگی و کار راضی نخواهید بود. من مطمئنم هر آدمی در زندگی یک ماموریت دارد. بگردید و ماموریت خودتان را پیدا کنید که کجا می توانید موثر باشید. متاسفانه تعداد بسیار زیادی کارآموز پشت در داریم که کاری برایشان وجود ندارد و خدا شاهد است ناراحتشان هستم.

این روزها تعداد انجمن ها و مکان هایی که کار دوبله می کنند زیاد شده است هست. دیده شده است بعضی از انیمیشن های غربی را که دوبله می کنند روی کاراکترهایشان اسم های ایرانی و یا لهجه های قومی می گذارند. نظر شما در این باره چیست؟

من اصلا نمی پسندم که لهجه های ایرانی را در انیمیشن ها و فیلم ها می گذارند. ما باید حتی اگر ضرب المثل هم استفاده می کنیم به جا باشد. گذاشتن اسمهای فارسی و لهجه های ایرانی روی انیمیشن های غربی غلط است و به نظرم بی حرمت کردن دوبله هست. دیگر دوبله نیست. زیاد شبیه یک شو می ماند. در دوبله حتی اگر زیاد از بازیگر باشی، باخته ای. باید اندازه دهان و کلام و شخصیت بازیگر باشی. ممکن است عده ای این ها را ببینند و بخندند ولی حرمت دوبله را زیر پرسش برده است.

برخی از گوینده ها و دوبلورها دوست ندارند صورت ارزش مشخص شود.

بالاخره هرچه تصویر کمتر لو برود، صدا جالب تر می شود. ولی خب من اصلاً اینطوری نبودم. شاید چون می خواستم بازیگر شوم، چنین حسی نداشتم و بسیاری مرا به صورت می شناسند.

با این حساب فکر می کنید صورت بهتری دارید یا صدای بهتری؟

فکر می کنم صدا و صورت ام به هم می آیند و صدایم جدای از تصویرم نیست. ولی خب من فکر می کنم صدایم بهتر است چون حالا حرفه ام شده است است.

شما در اینترنت برعکس بسیاری از همکاران خیلی فعال هستید و حتی جهت مخاطبانتان ویدئو ضبط می کنید. این ارتباط خوب چگونه شکل گرفت؟

من اصلا اینستاگرام نداشتم. به جای من اکانت اینستا زده بودند و شماره داده بودند که پول بدهید تا آزمون بگیریم. جهت همین من خودم حضور پیدا کردم. اولش ارتباط نمی گرفتم. بعدش دیدم مردم برایم کامنت می گذارند و دیدم چقدر هوادار دارم. برایم خیلی شیرین و دوست داشتنی بود که مردم مرا می شناسند و دوست دارند. تصمیم گرفتم هدفمند کار کنم و حرفهایی که دوست دارم را به مردم بزنم. در کامنت ها پرسش هایی می پرسیدند که جالب بود. به عنوان نمونه می گفتند صدای واکی بایاشی جهت کیه؟ من هم دیدم جالب است اگر به مردم بگویم. از دوبلورهای دیگر و صورت ها با این ویدئوها خواستم که یک جمله خوب و روحیه بخش به مردم جمله بگویند. خودم هم معرفی می کردم که این دوبلور را با صدای کدام کاراکتر می شناسید. خدا را شکر از مخاطبان بازخوردهای خوبی گرفتم.

در دوبله آرزویی داشتید که به آن رسیده باشید یا هنوز جهت رسیدن به آن تلاش کنید؟

اوایل اگر کاری پیش می آمد و نمی شد، خیلی ناراحت می شدم. بعدها یکبار که بابت چیزی خیلی ناراحت شدم کسی گفت روزی تو نبوده چون اگر روزی تو باشد، می شود. الآن واقعا به این باور رسیده ام. اگر چیزی جهت من باشد، دنیا را دور می زند و جلوی من می آید. نخستین اتفاقی که این باور جهت من داشت این است که آرامش دارم. الحمدلله خوش روزی هم هستم.

خواب کاراکترهایتان را دیده اید؟

بله من خیلی از خواب هام کارتونی است و کاراکترهایی که حرف می زنم را در خواب می بینم.

دوبله انیمیشن برایتان جالب تر است یا فیلم؟

صد در صد انیمیشن. انیمیشن یک دنیای بی انتهاست. هیچ وقت در دنیای واقعی نمی توانی جای یک پری یا یک سوسک حرف بزنید. شاید واقعی نباشد، ولی بی نهایت جالب تر هست. انیمیشن آدم را از خودش جدا می کند.

با این حال انیمیشن موردعلاقه تان چیست؟

شکرستان را واقعا دوست داشتم. حضور استاد مرتضی احمدی کنارمان واقعاً شیرین بود. شکرستان اتفاق بسیار بسیار خوبی بود.

دوست دارید با چه اسمی شما را به یاد بیاورند؟

دوست دارم مرا به عنوان یک آدم خوب بشناسند تا یک گوینده خوب. من یک کارگر خوب هر لحظه برایم محترم تر از یک هنرمند بداخلاق هست. ما به این دنیا آمده ایم که آدمهای خوبی باشیم و کاری هم توانستیم، انجام بدهیم. من خیلی خوشحالم که شما به این بهانه سراغ من آمدید که این آدم حال آدم ها را خوب می کند. این یعنی من دارم به هدفم در زندگی می رسم (گریه می کند) دلم نمی خواهد دست خالی از دنیا بروم. دوست دارم با شاد کردن مردم دنیا به خصوص فرزند ها در دنیا اثرم را بگذارم.

واژه های کلیدی: فرزند | بازیگر | گوینده | انیمیشن | انیمیشن | بازیگری | گویندگی | دوران کودکی

این زن همان ایشیزاکی است!

این زن همان ایشیزاکی است!

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz